تبليغاتX
ققنوس در باران
ققنوس در باران

شعر و داستان

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: my favorite

یکشنبه 1386/11/14-2:11 بعد از ظهر -اتنا امین

 شکفته بود گلای کبود پیرهنم

 نبوده ای که ببینی چقدر زخمه تنم

 

 نبوده ای و من این جا غریب مرگ شدم

 این اسکلت که تمرگیده پای گور منم

 

 نچیده های تنم رو شغالها خوردن

 تمام پر شده از کرم و سوسک تو دهنم

 

 سه قطره خونو تنی که کشیده شد تا من

 نگاه هرزه ی گرگی نشست رو این تن

 

 نجس شدم - سگ ولگرد قصه ی شب شهر

 که بو گرفته تنش از کثافتا نم نم

 

 گلای پیرهنم له شدند و جرواجر

 خزون زده به وجودم نمی کنی کفنم؟

 

 تو رفتی و منو این جا غریبه ها کشتن

 شبیه بوف شدم - کور و منگ- می لرزم

 

 تو انزوای دلی که خوره خراشیده

 برای پیرهنی که دلش چروکیده

 

 شکفته میشه گلای کبود روی تنم

 شکفته بود کبوده گلای پیرهنم

 

لینک ثابت |