تبليغاتX
ققنوس در باران
ققنوس در باران

شعر و داستان

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: my favorite

شنبه 1385/10/02-6:2 بعد از ظهر -اتنا امین

اين متن خطاب به من است، به همه ي انجمن شعري‌هاي سابقا عزيز:

فروغ فرخزاد می گوید: بعضی ها فقط وقتی شعر می گویند   شاعرند

اما

 بعدش  می شوند یک انسان بخیل ِ کوته فکر ِ تنگ نظر ِ ...

اين روزها چقدر فكر كرده ايم كه مسووليم در برابر شاعر بودنمان و يا نه انسان بودنمان حتي.

اين روزها چقدر فكر كرده ايم قرار است در جايي كه اسمش انجمن شعر است، واژه هايمان رشد كنند و

انديشه مان قد بكشد نه اينكه با تمام كوچك بودنمان بر ابراز خود پا فشاري كند نه اينكه اجازه دهيم

 كمبودهاي شخصي مان شعر را به پايين ترين حدش بكشند.

چقدر فكر كرده ايم حرمت انجمن شعر را آنجايي كه بايد، نگه داشتيم و نگذاشتيم هر حرکت زشتي هر داد

بي حيايي و هر نگاه زننده اي اتفاق بيافتد؟

چقدر فكر كرده ايم روابط مان را بر اهداف انجمن شعرمان ترجيح نداده ايم كه مي نشينيم و با بي خيالي

 مي‌گوييم هيچ مشكلي نداريم و مي‌گذاريم يك جمع خلاصه شود به نفوذ يك فرد، شايد دلواپس اظهار نظر

ديگرانيم درباره‌ي جمع شعري‌مان...

چقدر فكر كرده‌ايم چه شده كه اجازه‌ي حرف زدن به هم نمي‌دهيم و فرار مي‌كنيم از شنيدن هم.

چقئر فكر كرده‌ايم كه با انجام ندان هر حركت اصلاح كننده‌اي، هر كمكي هر چند كوچك به هم يا ترجيح ذات

شعر به خورده حساب‌هاي محقرمان، به واژه‌هاي معصوم و بي‌پناه و از نفس افتاده‌ي شعرهاي‌مان خيانت

 كرده‌ايم؟

اصلا چند بار فضاي سرد و بي‌روح و غير تخصصي انجمن، دلمان را لرزانده و خواسته‌ايم كه كاري كنيم

براي بهتر شدن. چند بار فكر كرده‌ايم انجمن يعني ما با اعتماد و دوستي متقابل؟؟؟؟؟

شاملوي بزرگ جايي مي‌گويد: اي واي بر انسانيتي كه ما انسان‌هاش هستيم و حالا شايد اي واي بر شعر و

ادبياتي كه ما شاعرانش هستيم.

آقايان، خانم‌ها: اشتباه آمده‌ايم، اينجا انجمن شعر است شعر شعر شعر ...  

زهرا نصراللهي

لینک ثابت |