با سلام
از روی حادثه این پستمو اختصاص دادم به سفر شعرای انجمن ادبی نوشهر و چالوس به یوش ٫ تو روزی که امیر اکبر زاده تا لحظه ی آخر میخواست هم سفرمون شه اما به دلایلی نیومد اما عنوان این مطلبو به پست این هفته هدیه کرد دست٫ تیرداد راد ٫نارسیس ٫ دختر جهنمی و روجا صداقتی هم درد نکنه که قول دادن و نیومدن ...
با هم عکسا رو میبینیم :

اول یه عکس دسته جمعی ٫ معرفی میکنم نشسته از راست : مهدی موسوی٫ محمد کوچکی ٫ زهرا نصرالهی٫ خودم٫ سمیه نصرالهی٫ ردیف عقب:ممصطفی موزانی ٫ مسیب رضوی٫ ساناز مهرگان٫ نفیسه بالی لاشک٫ زینب ترک٫ مهسا رفیع پور ٫ نسرین روشن ضمیر(مامانم) ردیف ایستاده :بهمن خباز و محسن کوچکی

البته بین راه یکمی برف بازی هم کردیم

ناهارو کنار رودخونه خوردیم

خانه ام ابریست ...
اینجا اتاق نیماست وقتی واردش شدیم به نیما حق دادیم که شاعر باشه
جمال محرمی

مهدی موسوی در حال فاتحه دادن رو قبر نیما

اینا رو هم حتما میشناسید

البته یکی از افرادی که اونجا بود به ما گفت که گچ بری دیوار های اونجا چقدر منحصر به فرده و چوب بری سقفش که فقط تو خونه های اشرافی نظیرشو میشه دید (تو این صحنه زهرا نصرالهی با حیرت به دیوارها نگاه میکنه )
صدا از لابلای ساقه ی انگور می آید

مسیب رضوی و مهدی موسوی (عکس پشتی شهریار رو در کنار نیما نشون میده )

پسر عمه ی مهدی موسوی و عیسی بهزادی تو تهیه ی ناهار خیلی کمک کردن .... بهزادی صدای خوبی هم داشت ... ....

و یه عکس دسته جمعی دیگه و بعد شعر خوانی روی قبر نیما

وبعد از رفتن ما نیما دوباره به خواب رفت ....
-------------------------------------------------------------------------------------
در پایان از مهدی موسوی هم تشکر میکنم بابت عکسها ...